حریر نازک مهربانی ...
نازنین
زندگی با عشق
آغاز می شود
و بی تو
به پایان می رسد
باری ، این تو بودی که
از سکوتی سترون
سرودی سرشار مهر ساختی
و دنیای مرده ای را
که در آن
پرواز از خاطر پرنده
و باران از خاطر ابر
رخت بربسته بود
به ترنم و تلاطم
گوهر امید بخشیدی
تا طرحی نو دراندازیم
آه ...
ای مهربان
دریا را
در یاد جنگل سوخته
زمزمه کن ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۲ ساعت 16:46 توسط حمید راهدار
|