در بیشه زار خیالم

اندوهی نهان

در پیوند با

حسرت تنهایی

داغ هجران را

تازه می کند

بیا بیا

که تا سپیده سر زند

ز شر و شور زندگی

گذر کنیم

به شهر سبز آرزو سفر کنیم

ز قیل و قال بی ثمر

حذر کنیم

بیا بیا

که عاشقان شهر را

خبر کنیم

به کوچه باغ عاشقی

نظر کنیم 

چو شبنم نشسته بر جبین غنچه ها

سپیده دم

وداع با

رها ترین ستاره سحر کنیم ...