شاعر اعتراض های خاموش و تولدی دیگر ...
__ زنده یاد قیصر امین پور عزیز در آستانه فصل درد شعر دلنشین زیر را با عنوان زیبای (( شعر بی نقاب ))
در رثای شادروان جنت مکان فروغ جوانمرگ سروده است.آری ساکنان شهر ادب در فضایی لطیف و معنویتی
روحانی یکدیگر را درک نموده و دست محبت بسوی هم دراز می کنند گو اینکه شاعران وابستگان نسبی درجه
اول هستند و به هم عاشقانه و عارفانه عشق می ورزند.
از همین رو ( گوته ) شاعر بلند آوازه آلمانی ( حافظ ) را برادر بزرگترش میدانست و ( تی . اس. الیوت )
دنیا ی بی (خیام ) را خالی و بی ارزش تلقی می پنداشت ...
به نظر این کمترین روابط صمیمانه و ارادت بی شائبه و محبت آمیز ادبای فاضل و شعرای فرهیخته نسبت به
یکدیگر بیش از سایر ابعاد زندگی ایشان جلوه و نمود دارد و آن هم بیشتر به این دلیل است که در تعاملات و
مناسبات فرهنگی و هنری از سلایق و علائق و گرایشات فکری و عقیدتی و تمایلات و تمنیات شخصی خویش
صرفنظر نموده و دست محبت بسوی همدیگر دراز نموده و در واقع امر نوعی وحدت وجودی حاصل گشته و یکی
شده اند.
آری دنیای ادبیات دنیای مهربانی ها و دوستی های صمیمی و عمیق و ماندگارست و در نتیجه همین
صمیمیت هاست که شاعری محبوب و دوست داشتنی بنام __ قیصر امین پور __ عزیز
فروغ جوانمرگ را خواهر خطاب نموده و برایش و بیادش این گونه زیبا و دلپذیر می سراید :
ای درخت آشنا
شاخه های خویش را
ناگهان کجا
جا گذاشتی ؟
یا بقول خواهرم فروغ
دستهای خویش را
در کدام باغچه
عاشقانه کاشتی ؟
این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد :
چشمهای من به جای دستهای تو
من به دست های تو آب می دهم
تو به چشمهای من آبرو بده
من به چشمهای بی قرار تو قول میدهم :
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم ...!!
+++++++++++++++++++++++++++
*پ.ن :
1/ سروده ی زیبای فوق اثر جاودان شاعر دلسوخته ی اندیمشکی روانشاد قیصر امین پور عزیز
از هفته نامه فرهنگی هنری چلچراغ اخذ گردیده است .
2/ روح مان با یاد سبزشان شاد . الفاتحه مع الصلوات .