کاش می شد

اندوه دیرین را

در مه متراکم سپیده دمی بهاری

جا گذاشت

 و با خیالی آسوده

در خلوت دلخواسته ی صبحی پرطراوت

بی هراس از

حسرت و اندوه

در بیکران ساحل  پُر شکوه رویاها

قدم زد

 و لبهای خشکیده را

به لبخندی ملیح

مهمان کرد

ای کاش ...