هلا ای مهربان

ای دوست !

سر آمد وعده ی دیدار

به شوق نرگس مستت

سپاه عاشقان بیدار

نشان روزگار رونق عشق و وفا

در کوچه باغ عاشقی بسیار

  به رسم دوستی

دریای داغ سینه ها

بی کینه و پر مهر

دل خنیاگر مهرآفرین مسرور

صفا و شور و حال و آیه های  نور

بلا از جسم و جان مه جبینان دور

و شاه دلبران سروقدی مغرور

هلا ای مهربان

ای دوست !

هنوز عطر خوش آن روزگاران

مانده در یادم

به لب خاموش

لیکن در دلم

لبریز فریادم

خوشا جادوی جام می

خوشا اعجاز ماه دی

منم آئینه دار طلعت دلدار ...!

تویی افسونگری در جلوه ی مهتاب ...!!

به دل تابید تصویر قشنگ یار

دریغ از انتظار و آرزوی پار

  غروب جانگداز باغبان پیر آبادی

که شد از حسرت هجران گل بیمار

زلال اشک و آه

بر جویبار لحظه ها جاریست

هوای دیده از

ابر سیاه غصه طوفانیست

هلا ای مهربان

ای دوست!

نیاز و نذر مشتاقان

نثار آرمان یار

و آئین وفاداریست

هلا ای مهربان

ای دوست !

بهر جا بنگرم

الهام بخش م یاد و

 نام دلنشین اوست

کنون دلخسته و غمگین

ز سودای خیالش

 بر کویر سینه ام

با خط خون و خنجر برنّده ی مزگان

نوشتم :

نازنین مهربان

آری

حدیث آشنای دلبران 

با هر زبان نیکوست

دلم در بیکران شوریده حال

آن بهار عنبرین گیسوست

هلا ای دلبر نامهربان بی وفا !!

ای دوست ... !!

_____________________________________

* پ.ن :

 باکسب  اجازه از روح بلند آن زنده یاد اخوان ثالث عزیز عنوان پست عاریه از شعری ماندگار اثر

آن شادروان شیرین زیان است.یادش گرامی و راهش پر رهرو .

*بعد نوشت :

 حدس تان کاملن درست است و به هوش و حواس خود شک نکنید و بر اعتماد خویش به گیرنده های

حسی و سنسورهای چشمی بیفزائید...حتمن می پرسید چرا ؟برهانش سهل و ممتنع و در عین حال قاطع

است .راستش من دیشب خیلی خسته و کوفته و خواب آلود و بی حوصله  بودم و اصولن بروز کردن این

وبلاگ ناقابل مد نظرم نبود . اما به اصرار چند تن از دوستان حقیقی __ خاصه آقا محّمد عزیز و شهروز

دوست داشتنی و هومن خان و آ سید علی اصغر گل گلاب  __ که اتفاقن دیروز غروب در خانه ی خدا

__ مسجد  محل __  از بنده اخلاقن قول آپ گرفتند و بنده هم  اگر خدای نکرده حمل بر خود ستایی نشود

اساسن خیلی خوش قول و مبادی آدابم به دیده منت نهادم.بعد نماز جماعت با یکی دوتا از دوستان رفتیم

سالن بدنسازی و بعد از گرم کردن بدن دقایقی با پولاد سرد پیکار کردیم و حسابی پرس سینه و دمبل و وزنه

زدیم و چون فرصت کافی برای نیم ساعت دویدن __ عادت مألوف بنده و دوستان شفیق _  نداشتیم و دچار

 ضیق وقت بودیم به اتفاق  فوتسالی ها یکی دو دست فوتسال بازی کردیم و دیگه وقتی رسیدم منزل از 

شدت خستگی و کوفتگی نا نداشتم و حتی دوش آب گرم هم آنطور که باید و شاید مانع خواب آلودگی نشد.

با این حال اخلاقن متعهد به انجام امر دوستان عزیزم بودم .بنابراین در خلسه ی شیرین خواب و بیداری بدون

اینکه مجال و موقعیت اصلاح و ویرایش  ابیات وجود داشته باشد اطاعت امر کردم و بهر مرارتی که بود دستور

مطاع رفقای گرمابه و گلستان را اجرا نمودم . وجدانن بنا نبود که برای جلب اجمالی رضایت دوستان سمبل

کاری کنم تا قال قضیه کنده شود  چرا که خود دوستان بهترین شاهد ماجرا هستند و بر ادعایم صحه میگذارند.

باری قبل از درج متن شعر مزبور  پیش نویسش را ملاحظه و مطالعه کرده و مطمئنن حتی اگر یک مصرع کوتاه

سهون حذف و جابجا و ناقص می بود  دوستان تیزبین نکته سنجم زودتر از خودم متوجه میشوند و تذکر

می دادند کما اینکه در همین راستا رأس ساعت 11:30 اولین پیامک را از شهروز و  دومّین را دقایقی بعد از

جانب هومن دریافت کردم که سهل انگاری م را برنتافته و با جملات معترضه بر دوست دل نازک خود شوریدند.

البته وقتی توضیحات کافی و وافی م با شکلات تافی همراه و نوش جان عزیزان معترض شد و مستندات

مثبته را مشاهده کردند کاملن قانع شدند اما قول گرفتند که همین امروز ویرایش و کامل شود. لهذا با

عرض پوزش مخلصانه از محضر عموم مخاطبین شریف و دوستان عزیز  به اقتضای ضرورت شعر واره تقدیمی

ویرایش گردیده و بصورت تمام و کمال جهت مزید استحضارتان  ایفاد میگردد.

امیدوارم این سیاهه  ناقابل را از بنده کمترین پذیرا باشید و مقبول طبع لطیف و مشکل پسندتان قرار گیرد.

 علی ایحال بنده  ضرورتن تریبون حاضر را غنیمت شمرده و بابت اطاله کلام و ایجاد مزاحمت مضاعف

از تمامی مراجعین ارجمند معذرت می خواهم . چه میشود کرد...!!؟  بعضی اوقات حاشیه بر متن می چربد و

 بر اساس الزامات دستور زبان و ادبیات فارسی  این فزونی اگر  ___ مثل این مورد  __ در حیطه قرائن لفظی

حادث شود مشمول ایراد و حرجی نیست لکن اگر حریم قرائن و امارات معنوی را شامل گردد به هیچ وجه

من الوجوه صحیح و پذیرفته و مقبول نیست .

                                                 باقی بقایتان / جان ناقابلم فدایتان .