بازآ و بر چشمم نشین ...
باز دلم قصد خطر دارد
مرغک دل عزم سفر دارد
دلبر جانانه خبر دارد
سوز نی و شروه اثر دارد
ولوله و شور و شرر دارد
حال مناجات سحر دارد
بر می و میخانه نظر دارد
غصه و غم زیر و زبر دارد
بین دل و دوست حذر دارد
تاج گل عشق بسر دارد
دست تماشا به کمر دارد
الغرض از رحمت للعالمین
محضر آن دلبر ناز آفرین
فیض بهار است و ثمر دارد
طعم خوش شیر و شکر دارد ...
-----------------------------------------------
هرکجا هست خدایا بسلامت دارش* ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 2:34 توسط حمید راهدار
|