دریای درد

بر خاک سرد

یک سینه آه

یک قطره اشک

گمگشته ام در خویش

پیوسته در تشویش

با خاطرات و شعر و درد و غصه مأنوسم

دارم امید از خالق یکتا

لیکن ز جور روزگار تلخ و

 کین خصم بد اندیش

غمگین و مأیوسم ...