می خواهم با مرکب شادی

از شهر اندوه

رخت بربندم

اما فکر دوری از تو

و  طعم تلخ وداع

عزم جزمم را هزم

و پای رفتنم را سست کرده است

آه ..... امّا ،

چه میشود کرد...؟

برای رسیدن

لاجرم،

 باید رفت ...