دیشب دوباره

با دست های سرد و یخ زده

 شمع های عمر رفته ام را

یکی یکی شمردم

و رویاهایم را

بخاطر سپردم 

تا در گذار عمر

آرزوهای محالم را

فراموش نکنم ...