کارگاه شعر
راجع به گوهر شعر و فضیلت شاعری بسیار سخن رفته است و علما و اندیشمندان نام آوری
اظهار فضل نموده اند و بنده با بضاعت اندک و دانش ناقصم خود را واجد صلاحیت کافی برای ورود
به وادی وسیع و تابناک شعر و ادب فارسی نمیدانم لکن به اقتضای اینکه وبلاگ اینجانب عنوان
پر مسمای (( شعر و ادب جنوب)) را یدک می کشد ذیلن شرح مختصری را به سمع و نظر عزیزان
می رساند امید که مفید و مقبول واقع شود. انشااله .
ــــ برای من شعر حدیث زندگی و عروج اندیشه و زلال احساس و عواطف و بیان صمیمانه درد و
حسرت عاشقی است. شعر در واقع نمود عینی اندیشه های زخمی شاعر است که رگه های
تلخ و شیرین درد و غم هجر و شادی و شور وصل، توأمان در آن نهفته است.
شعر ، غرض و غایتی از زندگی شاعر است که در حکم دفاعیه ای در برابر یأس و سرخوردگی ها
ظهور و بروز می یابد و در جهت ترویج شادی و مهر ،با آیه های آسمانی محبت روح عبوس و بی
معنی هستی را تلطیف و تعدیل میسازد.
اصولن شعر طبیعتی ظریف و لطیف و عاطفی و عاشقانه دارد که شاعر هنرمند و متعهد در قالب
تصویری بکر و بدیع و زیبا ، آمیزه ای از عناصر مختلف و مفاهیم متکثر را با بهره مندی از هنر والای
شعر و خلاقیت وجودی خویش در مسیر نیل به وحدت وجود به نمایش میگذارد.
به نظر این حقیر ، درد جانکاه دم سردی و غریبه گی و تنهایی و بی خویشتنی بشر امروزه
را هیچ دارویی جز لذت کشف حقیقت و درک گوهر معانی ژرف نهفته در دفتر و دیوان شاعران
فرهیخته و کسب فضائل معنوی حاصل از بازگشت به خویشتن خویش التیام بخشی نیست.
باری پر واضح است که سادگی و روانی و فصاحت و شیوایی از الزامات شعر خاصه در زبان
شکّرین فارسی است و اغتشاش و تشّتت در ترکیبات و تعقیدات لفظی و قرائن معنوی با
ذات شعر هیچ سنخیتی نداشته و در تعارض آشکار است و جز ایجاد ابهام و گسست کلامی
و اختلال روایی دردی دوا نمی کند. همچنین افراط در استعمال اضافات و تشبیهات و کاربرد
استعاره ها و توصیفات ناهمگون نیز بیش از آنچه تصور میشود موجب سستی شعر شده و
ارزش واقعی و زیبایی اثر رو به کاستی می نهد...
تا درودی دگر بار، بدرود.