عشق دنیا را منور می کند ... ...
دوش
از میکده
آوای حزینی برخاست
در کویر دل سودا زده ام
رد احساس غریبی برجاست
شهر دل از غم و اندوه و مهن
در تب تنهایی
روز و شب می سوزد
خرّم آن لحظه
که دلبر به تماشای بهار
دیده بر در دوزد
دلم از حسرت و غم
همچنان می سوزد ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ ساعت 0:29 توسط حمید راهدار
|