مست غزل و ترانه ام ...
چشم دوخته ام به آسمانی که بعد از وقفه ای دو سه روزه الحمدالله والمنه از دیروز تا حالا
یک ریز می بارد و من سرخوش و سرمست از عطر خاک باران خورده سوار بر بال رویایی
خیال از مجاورت دریا پر می گشایم به دامن دشت و سبزه و کوهسار ...
جای همه دوستان نازنین و مخاطبین گرامی و مجاورین محترم و محترمه این وبلاگ شاد و
سبز و خرم انشااله.
***********
دیری است
چون رود
بر وسعت بی پایان هستی
روانه ام
مست غزل و ترانه ام
زخمی به تن زمانه ام
سردار بی ستاره ام
گمنام و بی نشانه ام
دنبال یک بهانه ام
تا سقف کوتاه دل و
بغض فرو خورده ام را
با تلنگری
یک جا فرو بریزم
و برای همیشه
خاموش شوم ...
*************
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:28 توسط حمید راهدار
|