بر آستان دلتنگی ...
از جور روزگار
غمگین و خسته ام
محزون و دل فکار
کنجی نشسته ام
جز در هوای یار
عهدی نبسته ام
در حسرت وصال
بغضی شکسته ام
روزی خبر رسد
بر عاشقان شهر
آرام و سایه وار
از دام رسته ام ...
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:34 توسط حمید راهدار
|