گلواژه  ی لطیف مضا مین نغز  عشق

چیدم ز کوچه باغ غزلهای سبز عشق

مهتاب نقره فام دل انگیز عاشقان

تابید نور شوق فرا سوی مرز عشق

در خواب گل شکوفه دهد شاخ وبرگ باغ

احیا شود تلاطم بیمار نبض عشق

سر می کشم به کوی و گذرگاه مهوشان

تا بنگرم به قا مت رعنا و طرز عشق

از خرمن شکنج پریشان زلف یار

از جان رسید آتش سوزان به مغز عشق

در کور سوی چشم خمار ستاره ها

طرفی نبست پیکر عریان وهرز عشق

دل را به غمزه کرد به زنجیر غم اسیر

یکدم نظر نکرد به افسون و قبض عشق

حامد پر از غمی ودلت بی سبب خوش است

تصویر  زنده ای تو به سیمای طنز عشق