روح آبی فریاد ...
نام تو فراسوی قلم می آید
افسوس ولی قافیه کم می آید
اکنون که نمی شود رباعی باشی
از شعر و ترانه هم بدم می آید ...
+++++
فریاد زدی که در فغانم بی تو
فریاد زدم که من نمانم بی تو
با یاد تو فریاد به لب باقی ماند
دل مامن هیچکس نشد الا ، تو ...
۲۰ مهرماه ۹۰ / مشهد اردهال .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 2:56 توسط حمید راهدار
|