همدوش عاشقان

در جستجوی دوست

دشت سرسبز یادش را

  دست در دست سپید باد

در زلال چشمه ی اندیشه

به افسونی می کاوم

 و در مرداب شب

پنجه در پنجه ی غول تاریکی

هراسناک چشم فتّان و

 مشتاق لب خندان

 پریان گمگشته ام ...