ضمن عرض مراتب سلام و ادب و احترام خدمت عموم عزیزان دل در راستای

وفای به عهد  مبنی بر تداوم مبحث پست قبلی تحت عنوان  ((شعر و ادبیات

 زمانه )) اینک شرح مختصری که انشااله مفید واقع خوهد شددر قالب بخش

دوم مبحث مذکور مشتاقانه به محضر شریف علاقمندان شعر و ادب فارسی

 تقدیم میگردد :

  به تحقیق درمی یابیم به نسبت گذشته اکنون مفاهیم و مضامین شعری

 در زبان و ادبیات فاخر پارسی دارای تنوع و تکثر بیشتری  است و به نوعی

حیطه و دامنه شعر عمیق تر و شخصی تر شده است.این دگرگونی فرم و

محتوا را توامان در بر گرفته فلذا شاعر در هنر لطیف سرایش از آزادی عمل

 و قدرت انتخاب و  مانور بیشتری برخوردارست.اساتید فرهیخته شعر و ادب

فارسی معتقدند که ،در ادوار مختلف شیوه های خاص و متفاوتی در شعر

ظاهر میشود. مثلن در هر شرایط اقلیمی و منطقه جغرافیایی یک نوع  خاص

  شعر قابلیت آفرینش دارد. اعجاز روح طبیعت در چهره فصول مختلف سال

 با جوش و خروش احساسات و عواطف و اخلاقیات و فرهنگ و شیوه زندگی

 مردم بر عناصر مرتبط  با زبان و بیان تاثیر مستقیم دارد، با این حساب تکلیف

 شعر  و ادب که دیگر واضح و آشکار بوده و بقولی اظهر من  الشمس است.

 باری، پدیده مدرنیزم با سرعت شگفت انگیزی در هیأت و هیبت شعر و ادب

و هنرکلامی فارسی رسوخ نموده و در نگاه اول  اینگونه القاء می نماید که

شعری ناب تر و مدرن تر است که بتواند با تمسک به جادوی کلام ،مفهومی

 ورای برداشت سطحی  مخاطب و معانی تحت الفظی و لغوی کلمات ارائه

  دهد و مرجع ضمیرش  نیز همواره مبهم و نامشخص است.

*بمنظور اجتناب از اطاله کلام و تکدر خاطر دوستان عزیز در این پست به همین مقدار اکتفاء

میشود.شایان ذکر است از مبحث حاضر بقدر یک پست دیگر  مطلب باقی مانده است که در

 حکم آش و کشک خاله بوده و بخوری یا  نخوری علی السویه است و به نام و کامتان منظور

 گردیده است و چنانچه عمری باقی باشد((که شخصن ترجیح میدهم نباشد))  انشااله در اولین

 فرصت ممکن بحضورتان ایفاد می گردد. لکن توضیح و تفسیر بیشتر مطلب مندرج و همچنین

 پرداختن به مباحث مشابه مستلزم استقبال و علاقمندی  شما مخاطبین گرامیست...

                                                                                                 ایام بکام .