گفتم ای رفیق،

قامتم ز داغ غم شکسته است

ای دریغ باز

دل اسیر حسرت گذشته است

گفت  غم مخور

در تب فراق یار

می رسد بشارتی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر میشود ....