در کتابی  وزین که حاصل پژوهش آقای اکبر قره داغی است به رباعی زیبای

زیر مواجه شدم که ظاهرن مربوط به کتاب دوم دبستان دهه ی ۱۳۲۰ شمسی

است.ضمن عرض مراتب تقدیر و تشکر از آن محقق گرامی که سالیان متمادی

در راه حفظ و اعتلای یادگاران عزیز کودکی در حوزه ادب و فرهنگ پارسی صادقانه

میکوشند جهت مزید استحضار مخاطبین گرامی بنظر میرساند.نام شاعر درج

نگردیده بود اما با توجه به روانی و شیوایی کلام بطور قطع و یقین از ایرج میرزای

بزرگ می باشد. زنده یاد فروغ عزیز با الهام از این دو بیت منظومه ی بلند (( علی

کوچیکه )) را سروده است و این ابیات را در مطلع شعر بصورتی جداگانه و مستقل

قید نموده است.

 به علی گفت مادرش روزی

                          که بترس و کنار حوض مرو

رفت و افتاد ناگهان در حوض

                        بچه جان حرف مادرت بشنو

* هنگام نگارش ابیات فوق از شدت شیوایی و فصاحت و در عین حال سادگی

 ترکیباتش ناگهان یاد سروده ی دیگری از ایرج میرزای بزرگ افتادم و خالی از

لطف ندیدم که عین سروده ایشان را که  اتفاقن مبین دیدگاه وی نسبت به امر

 خطیر سرایش شعر و شاعری است ذیلن به نظر عزیزان برسانم .با همه احترام

و ارادتم به مقام شامخ آن شادروان هیچ اشکال و ایرادی ندارد که احیانن خیلی ها

منجمله بنده ی کمترین در این زمینه خاص با دیدگاه آن ادیب فقید موافق نباشند :

 

شاعری ذهن روان می خواهد

                           نه معانی نه بیان می خواهد .