برداشتن بار غمت کار کمی نیست ...
تو جاودانه ترین غزل کتاب منی
تو عاشقانه ترین غنچه بهار منی
صفای شوکت عشقی به روح پاک زمین
شکوه جلوه غمهای بی حساب منی
به کوچه باغ خیالم دوباره پا بگذار
دوای خشم و بلا و اضطراب منی
تو روح پاک شرابی به رود سینه تاک
به مرز عشق فراسوی شعر ناب منی
نمی توان به تو با دیده هوس نگریست
ز داغ هجر و غمت موجب عذاب منی ....
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:17 توسط حمید راهدار
|