حال و احوال
بخصوص دوستان همدل و همراه منتقل کرد و خلق ایشان را تنگ نموداما چه
میشود کرد بالاخره سنگ صبورما همین وبلاگ است و باید بطریقی از فشارها ی
عصبی و مصائب و مشکلات ودغدغه ها خلاص شد اگرچه دنیا بمثابه زندان است
ورنجها و گرفتاریها یش خلاصی ندارد واجتناب ناپذیر است.در حدیث آمده است
که دنیا زندان مومن و بهشت کافرانست. البته من خودم رامومن بمعنای واقعی کلمه
نمیتوانم بحساب آورم چونکه لیاقتش را ندارم اما سعی میکنم به مقدار و میزانی که
میتوانم فرامین حیاتبخش الهی را بجا آورم. خدا بفریاد مومنان واقعی برسد که در این
دنیا چه میکشند.بهر حال دنیا هم دار مکافات است و هم مزرعه آخرت و مومنان
واقعی بخاطر توجه عمیق و مراقبه دائم و توسل و توکلی که به خدای سبحان دارند
به دنیا و مافیها بی توجه هستند اما امثال حقیر با این ایمان نیم بندی که داریم
سختمان است.در عین حال خدا را شاکرو سپاسگزارم و رضایت تام و تمام دارم
که تقاص گناهان وناسپاسی و بی توجهی وکاهلیم را در همین دنیا بدهدکه قابل
تحملتر و گذارست و در عالم باقی از گناهم در گذرد و مرا در زمره بندگان نیک و
صالحش قرار دهد. بار خدایا مرا و همه بندگان خطا کارت را ببخش و بیامرزو تا
نیامرزیده ای از دار دنیا نبر.به لطف و کرمت امید وافر داریم که رحمت بی منتهایت
شامل حالمان شود.این شعر زیبا و امید بخش از دوره ی دبیرستان در ذهن و زبانم
جاریست وبا زمزمه گاه و بیگاه آن فراموشم نمیشود که رحمت واسعه ی الهی چه
بسا کافران را نیز شامل میشود.در کتاب ادبیات دوره ی ما مندرج بود نمیدانم الان
هم درج است یا خیر؟دقیقا یادم نیست همین دو بیت بود که ذیلا بنظر خواهد رسید
یا اینکه بیشتر بود اما آنچه را من تا حال در ذهن دارم و بقدر صدها کتاب اثر بخش و
تاثیر گذار میباشدرا عرض میکنم.
ای کریمی که از خزانه ی غیب گبر و ترسا وظیفه خور داری
دوستان را کجا کنی محروم تو که بر دشمنان نظر داری
امید که همه ما توفیق بندگی و رحمت خداوند شامل حالمان شود ودر زمره ی
نجات یافتگان باشیم. یاحق.