دمی با فایز ...
گل روی ترا هر گه کنم یاد
چو بلبل برکشم از سینه فریاد
زمن مجنون تری کی دیده لیلی ...؟
زتو شیرین تری نا دیده فرهاد
***********************
اگر صد تیرناز از دلبر آید
مکن باور که آه از دل برآید
پس از صد سال بعد از فوت فایز
هنوز آواز دلبر دلبر آید
******************
قدت طوبی لبت کوثر رخت حور
از این حسن خدایی چشم بد دور
بت فایز ز خوبی بی نیاز است
بود سرتا قدش نور علی نور
*********************
نه بلبل خواست از بستان جدایی
نه گل می کرد میل بی وفایی
ولیکن گردش چرخ ستمگر
زند بر هم رسوم آشنایی
******************
دلم دیوانه بود دیوانه تر شد
طبیب آمد به بالینم بتر شد
طبیبی که نداند حال فایز
که این دردم از آن دردم بتر شد
*********
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:15 توسط حمید راهدار
|