دست دعا / چشم امید ...
ترا به خوشه های زرین گندمزاران
رها شده در خزان
و حجم سبز
سفال خالی گلدان یاس
سوگند که
در کویر سینه ام
نخلی بلند بکاری
که شاخ و برگ قشنگش
سخاوت از خورشید
روشنی از مهتاب
شکفتن از ستاره
هیبت از آسمان
باریدن از ابر
طراوت از باران
محبت از یاران
سپیدی از برف
بیکرانگی از دریا
و راز و رمز عاشقی از
مجنون طلب کنند ...
ـــــ
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 17:48 توسط حمید راهدار
|