در سفر به شهر قصه ها از آینه و آب و صحرا گذشتیم و همراه پری کوچک و محزون دریا

مهمان طلایه دار شفق شدیم ... دل را به دریا سپردیم و  سبزه گره زدیم و در دشت وسیع

مهربانی از ابر پر بار و زاینده بهار طلب باران نمودیم تا خشکی گلدان های یاس و شمعدانی

 را چند صباحی به تاخیر افتد و گوهر عمر کوتاه سبزه و گیاه دیرتر بسر آید و طراوت و سرسبزی

 باغ و بستان روز و شبی بیشتر بپاید..... بله عزیزان بقول شاعر شیرین سخن شکّر گفتار

همه مخلوقات بدون استثناء  خداوند سبحان و خالق یکتای خویش را صادقانه حمد و سپاس

 می گویند و  هر یک بنوعی مشغول عبادت و ذکر و نماز و نیاز و استدعای نیل به درجات کمال

 و بهره مندی از شمول مراتب خاص سلسله  ی موی و حریم کوی و  ماه روی و حلقه ی معرفت و

 حدیث شفاعت حضرت دوستند (( تسبیح گوی او نه بنی آدمند و بس، 

هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد )) :

  به لطف یزدان / دریا و باران / خورشید و انسان / همه عاشقند / اسیر دقایق اند /

دلبسته ی شقایق اند / طالب حقایق اند ....