به می زخم دلم را تازه کردم

غم درد جدایی چاره کردم

به دورانی که در خاطر نگنجد

به قلب نازنینان خانه کردم

جهانداری و آئین مروت

نثار دولت جانانه کردم

تن تب دار و جام آتشین را

فدای مقدم پروانه کردم

به لطف بی ریای باده نوشان

زدل بند اسارت پاره کردم

ز مستی اندکی اعجاز ماندست

که آنرا نعره ای مستانه کردم

((خداوندا بفریاد دلم رس))

که احساس خوشم را ناله کردم