دلتنگ یار
به می زخم دلم را تازه کردم
غم درد جدایی چاره کردم
به دورانی که در خاطر نگنجد
به قلب نازنینان خانه کردم
جهانداری و آئین مروت
نثار دولت جانانه کردم
تن تب دار و جام آتشین را
فدای مقدم پروانه کردم
به لطف بی ریای باده نوشان
زدل بند اسارت پاره کردم
ز مستی اندکی اعجاز ماندست
که آنرا نعره ای مستانه کردم
((خداوندا بفریاد دلم رس))
که احساس خوشم را ناله کردم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت 19:29 توسط حمید راهدار
|