دوشبانه روز متوالی است که بعلت استقبال از کاروان حجاج بیت الله الحرام که خاله زاده و

 عمه جانم  نیز جمعی ایشان بوده اند درست و حسابی خواب به چشمانم راه نیافته است.

دیروز ظهر  بقول شمالی ها خاله پسر از طریق فرودگاه شیراز و بامداد امروز نیز عمه جان از

طریق فرودگاه بوشهر مراجعت نمودند و بنده حسب وظیفه مسئولیت هماهنگی و سازماندهی

گروه مستقبلین ایشان را بعهده داشتم که با توفیقات الهی بنحو احسن از عهده انجام وظایف

 محوله برآمدم.از فردای روزی که از مسافرت نیمه اول نوروز برگشتم تا الان هر روز به نحوی

گرفتار شدم و فرصت سرکشی به کلبه عالم مجازی و دولتسرای دوستان فراهم نشده است .

در این میان سعی کردم حتی الامکان کامنت دوستان بی پاسخ نماند لکن در مواردی هم از

عهده  انجام بهینه این مهم باز ماندم که بدینوسیله از محضر عزیزانم پوزش میطلبم.

پاره ای از دوستان صمیمی و ارجمند نیز در این مدت مخلص را به کلی فراموش نموده و ردی

از ایشان مشهود نیست که از همین تریبون به ایشان سلام ویژه ابلاغ و از درگاه رب جلیل

برای موفقیت و کامیابی بیش از پیش ایشان دعا می نمایم.

از طرفی تعدادی از دوستان  خوب و ندیمان عهد قدیم علیرغم کاهلی و بیوفایی بنده پس از

مدتها بی خبری قلم رنجه فرموده و بنده رامرهون محبت و مناعت طبع خویش قرار دادند که

 موجب سرور و شادی و مایه امیدواری و نشاط و خوشدلی است.