مانا یاد سیمین،بزرگ بانوی ادبیات ایران زمین ...
دریغا که ناباورانه در سوگ ستاره تابناک کهکشان ادب و هنر ایران زمین به سووشون
نشسته ایم.نام بلندش بر تارک کارنامه پربار داستان نویسی معاصر ایران چون نگینی
فروزان می درخشد و تاثیر شگرفی که بر نسلهای بعد از خود گذاشت مبین همان شخصیت
والا و شأن اجل و روحیات هنری و احساسات پاک و لطیف انسانی و جنبه ادبی و برجستگی
اخلاقی و ویژگی هنری وی می باشد که نه تنها در فعالیت های اجتماعی که در زندگی عادی
وی نمود عینی دارد. وجه غالب رئالیستی حاکم بر آثارش از آن زنده یاد نویسنده ای مبتکر و
صاحب سبک و پیشرو ساخته بود.گویا روزهای واپسین عمر زمینی اش مدام به خادم خانه از
سفری قریب الوقوع و ختم هجران و شاهد وصل سخن می گفته است و خادم هذیان احتضار
می پنداشته تا آن دم آخر که گفته بود :
باید بروم ، جلال منتظرم است.
علیرغم اینکه خودم را بیش از همه داغدار و محتاج تسلی میدانم ، به
حکم ادب و به رسم تعهد ضایعه از دست دادن بزرگ بانوی ادبیات ایران و
پیشگام داستان نویسی زنان(( زنده یاد سرکار خانم دکتر سیمین دانشور ))
را به محضر شریف عموم اهالی ادب و فرهنگ و همه عاشقان سینه چاک این
سرزمین اهورایی تسلیت می گویم و از درگاه خداوند منان برای وی رحمت و
مغفرت واسعه مسئلت دارم. نام زرین و یاد سبز آن جاودانه تا ابد بر جریده ادب
و فرهنگ ایران زمین پایدار خواهد ماند. و من نه بدرود که درود می گویم به روان
پاک سرکار خانم دانشور، دردانه جلال ، سیمین خانم عزیز ....