حکایت دلبری کوهستان.
خدمت عموم دوستان عزیز و مخاطبین گرامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.صبح آدینه
همگی شما قرین خیر و خوبی و شادی و صفا باد. انشاء اله.
در حسرت اینکه علیرغم میل باطنی توفیق نداشته و سعادت نیافتم همراه سروران هم
باشگاهی در کوه پیمایی امروز شرکت نمایم مغموم و مخمورم. در عین حال واسه تسلای
آتش اشتیاق سعی می کنم با توسل به مرکب خیال با کاروان کوهنوردان نستوه همراه
شوم و نسیم روحبخش کوهستان را بنحوی از انحاء احساس و عطر دلنواز گلپونه ها را
استشمام نمایم. بر اساس تجربه سالیان دراز عضویت فعال در باشگاه عقاب می توانم
مسیر و موقعیت حال حاضر عاشقان سینه چاک کوهستان را حدس بزنم و متعاقب آن
تکنولوژی را بخدمت گرفته و با بهره مندی از تلفن همراه نسبت به تطبیق و تصدیق
حدس و گمان خویش اقدام می نمایم و دوستان شفیق بمثابه دفعات قبل و موارد
مشابه که هرگز بیش از یک کیلومتر خطا نداشته ام بر درستی حدسم صحه می گذارند.
بهر ۳ ــــ ۴ صورت سعادت نداشتم همراه دوستان از سرسبزی و طراوت کوهستان لذت
ببرم و از این بابت تا حدودی دمغ و پکرم .از درگاه قادر متعال برای قاطبه ورزشکاران پرتوان
ایران زمین در اقصی نقاط گیتی خاصه کوهنوردان عاشق و جان شیفته باشگاه کوهنوردی
عقاب، موفقیت و کامیابی و پیروزی و بهروزی استعانت داشته و استدعای عاجل دارم ما را
از دعای خیر خویش محروم نفرمایند..تا درودی دیگر بدرود.