از صبح تا حالا باران رحمت الهی نم نم و کم کم می بارد و با ترنم دلنواز هر قطره اش

در دلهای مشتاق نهال شوق و امید و طراوت و زندگی میکارد.سر شب آقا رضای گل

ــ برادرم ــ از شیراز تماس گرفت و  ارمغان آور بارش  گوله های نرم و سفید برف داد و

خاطرات خوش برف بازی و  ساختن آدم برفی و سرسره و اسکی روی برف و سفر به

سپیدان و اتراق شبانه در دامنه آبشار زیبای مارگون را دوباره زنده کرد و شادی بخش

محفلمان بود. لذت برف بازی و توصیف مکان و موقعیت و شرایط حاکی از طلبیدن بود

و چنان هوایی شدم که اگر اینجا کار واجب نداشتم الان اونجا بودم  و لاجرم هوای لطیف

 روزهای واپسین زمستان را ارج می نهیم و  برکات بی شمار ایزد منان را همنوا با آهنگ

 رویایی بارش قطرات زلال و حیات بخش باران رحمتش  شکر و سپاس می گوئیم....

 ای دریغ  از ما اگر کامی نگیریم از بهار / خوش بحال روزگار ...

                          باقی بقایتان ...