ز ره وفا ...
به هوای دوست ماندم
ز فراق شروه* خواندم
و به باغ گل شکُفتم
سخن از وفا شنُفتم
به دیار لاله رویان
برکات دوست گفتم
در باغ دل نشستم
شیشه غمو شکستم
به خدا امید بستم
و ز غیر حق گسستم
که ز جام باده مستم
از غم و غصه ها رَستم
دستتو بده بدستم
هرجا که تو باشی ، هستم ...
اگه تو نباشی نیستم ...
(( من آن صفرم که با تو
عددی کامل هستم
کنارم باشی بیستم
نباشی هیچی نیستم ))
*پ.ن ۱:
رباعی ذیل الذکر با تحریر و تصریف و توصیفی خاص و ریتمیک ،نمونه ای
از اشعار و ترانه هایی است که در مراسمات و مجالسات خاص خیام خوانی
بندر نشینان توسط خوانندگان خوش ذوق و هنرمندان مجرب خیام خوان
با همراهی ضرب و تیمپو و شور و حال و دست افشانی حاضرین به زیبایی
هر چه تمامتر خوانده میشود...انشااله توفیقی دست دهد از نزدیک ببینید و
بشنوید و لذت ببرید...
(( سیصد گل سرخ یک گل نصرانی/ ما را ز سر بریده می ترسانی...!!؟؟
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم / در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم ...))
این ور دلم اوفینا
اون ور دلم اوفینا
حالا که میری به غربت و الی آخر ....
پ.ن ۲ :
شروه خوانی : سبک خاصی از خواندن اشعار و ترانه های محلی
عموما عاشقانه با آوازی حزین و سوزناک که فایز خوانی هم
می گویند و هنوز هم در بیشتر نواحی جنوب معمول و مرسوم
و دارای مشتاقان پر شماری است.