*بعضی همنوعان چنان سردند که هنگام دیدارشان باید پالتو پوشید و بعدش

نبات خورد...

*ظریفی می گفت شاعر و نویسنده نباید ازدواج کند، یا دست کم باید خیلی

دیر ازدواج کند.

*مردان مجرد به آینده چشم دوخته اند و مردان متاهل به گذشته .

*بیشتر مردم خوبند به شرط اینکه بدانیم روابط خود را با آنها چگونه تنظیم کنیم.

*هر کارمند موفقی زمانی متوجه پیشرفت واقعی خود میشود که مایحتاج روزمره

منزل را دانه ای نخرد بلکه جعبه ای بخرد.

*نابغه ها موجودات تنبل و سر به هوایی هستند که حال و حوصله نمی کنند

دنبال چیزهایی بدود که سایر مردم دنبالش هستند.

* طبیعت گریه شبانه را در کودکان شیرخوار ودیعه نهاده تا نسل آدمی

 منقرض نشود.

* اشخاصی که زیادی مبادی آدابند بلیط اتوبوس را با چنان احتیاط و تشریفات

 و احترامی لای کیف بغلی اشان می گذارند که هر که نداند خیال میکند شی

 عتیقه یا سند منحصر بفرد تاریخی و علمی است.

*برخی  سعی می کنند حقارت اندیشه و خیال باطل خود را پشت عظمت

 ظاهری و ابعاد غول آسا (گردن کلفتی ) پنهان کنند.

* روزگار غریبی است،مردم به صدای نکره بوق شیپوری اتومبیل شان افتخار

 می کنند.

* وقتی پایش در لجن فرو رفت، تازه نگاه کرد ببیند زیر پایش چیست.

***مراتب فوق عینا اقتباسی آزاد از دفتری امانتی  است که ظاهراً از کتاب وزین یادداشت های

 شهر شلوغ ــ  ف/ تنکابنی ــ نت برداری شده است.