ای عشق همه بهانه از توست ...
دوش هنگام سحر
آسمان با مهتاب
شکوه میکرد ز هجران زمین
ناله اش بر اثر دلتنگی
از حریم فلک و دهر فراتر می رفت
به دلم می گویم
غم مخور دوست
که ماه نیز ز بیداد زمان
مثل ما از پی هجران گُلی
غم عالم به دلش ریخته است
شبنم و اشک در آمیخته است ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*عنوان اثر عاریه است.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 17:48 توسط حمید راهدار
|