باز امشب آسمان دیده ام

بارانی است

 همچنان دریای دل

طوفانی است

با خدایم زیر لب نجواست

در دلم غوغاست

موج می غّرد

باد می پیچد بهم طومار دنیا را

می برد تا بیکران ترس

دلها را

مهربان یارا

سایه ای افتاده بر ساحل

آسمان گویی ز عمق شب

همنوا با نغمه باران

از ملال دوری یاران

فرو باریده غم ها را

 می سرایم با دل محزون

سرگذشت تلخ

 یلدا را ...