حس می کنم امروز

 فیض بشارت دیروز است

 که  از جور و جفای فلک

تعلق به روز و روزگار رفته را

از یاد برده و

  شب  نیز ،

 دلخسته و  فرتوت

تقدیر بخت سیاهش را

از بد حادثه

تا دم صبح قیامت

تب آلوده

به دامان گرفته است ...