نازنین

 چشم  که می گشایی

می گریزد شب لجوج

 و رویای سبز بهار

در قامت جوانه ی پیچکی

در کوچه باغ مهربانی

بارور  میشود ...

برق نگاه آشنایت

در قاب پنجره ی ذهن

  می درخشد و

در  انعکاس پرتو خورشید

تا بی نهایت  امکان

تکثیر میشود ...