دلم گرفته ای دوست ....
می شود در پرتویی
از شعله ی سرخ نگاهت
گرم شد
می شود در شهر گل ،خندید
می توان از بهر دل ، رقصید
میشود با شادی
غصه را
با کلکی جای گذاشت
به گلستان غزل پای گذاشت
با تو هستم ای دوست
من و تو همسفریم
ای دریغا ، افسوس
که ز هم بی خبریم ...
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت 16:15 توسط حمید راهدار
|