بیم و امید شبانه ...
در شبی تاریک و وهم انگیز
دختر افسونگر مهتاب
تا رسد خورشید عالمتاب
در پس دیوارهای خواب
گشت از هجران گل بی تاب
**** *** ****
من به لطف خالق هستی
از شکوه عالم مستی
از کمند عاشقان رستم
در به روی مهوشان بستم
*** ** ***
از بهار عیش سرشارم
سر به راه حضرتش دارم
برکه ی چشمان جادویش
دل گرفتار کرده در رویش ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۰ ساعت 2:41 توسط حمید راهدار
|