عشق آغاز دل ستانی ها ...
با هر غروب
غم در دلم سبز میشود
و سایه ی مبهمی
در غربت آینه می خزد
خواهی نخواهی
شب رفته رفته
تاریک و ساکت و سرد می شود
و آسمان
در پی جرعه ی نوری گوارا
در فراز می آید
و بدین سان، آسان
عشقی پُر رمز و راز زاینده
با شور و شوق فزاینده
آغاز می شود ....
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰ ساعت 22:29 توسط حمید راهدار
|