شب
بیشماری را بخاطر دارم که در خوف ورجا به صبح رسانده ام وساعتهای طولانی وکشنده آن در خواب وبیداری سپری شده است. اما شبهای خا طره انگیز ایام جهاد و جوانمردی از جنس دیگری است.
یاد همه دوستان و همسنگران شهید. جانباز. آزاده.وعزیزانی که مجدانه در راه آرمانهای بلند بنیا نگذار انقلاب اسلامی ورهبر فرزانه انقلاب ساعی و کوشا هستند به خیر وگرامی باد.از منطقه جنوب خاطرات بیشماری دارم چرا که در طول مدت جنگ فقط یکبار به غرب کشور منطقه جوانرود وروانسر اعزام شدیم که روزهای بعد از عملیات حلبچه بود وبقیه ایام را در جنوب بودم در این میان یک دوره سه ماهه گردان رزمی بودم . گردان حضرت ابو الفضل ع و مابقی ایام تماما در واحد تخریب خدمت کردم .معروف بود
همه کسانی که به جبهه میآیند عا شقند اما تخر یب دانشکده عاشقترین عاشقهاست.
ای روزگار چه دورانی بود .نمی خواهم برداشت شود طرفدار جنگم .خیر بهر حال جنگ مصا یب و بدبختی های خود را دارد ولی همه دوستان آن دوره بر این موضوع صحه می گذارند که آنروزها واقعا تکرار نشدنی است.چقدر همدل و همراه بودیم بی هیچ چشمداشتی .نمی توانم دعا کنم انروزها برگردد ولی بسیار
مشتاقم روحیات مردم از لحاظ همدلی و همدردی مثل آنروزها باشد کسی به فکر تجملات وزیاده خواهی نبود درست بر عکس اینروزها واقعا من گاهی اوقات که به شهدای غرقه بخون و مظلوم فکر میکنم از
پیشگاه آن لاله های در خاک خفته خجالت میکشم که آنطور باید وشاید آرمانها یشان را پاس نداشتیم ونتوانستیم ادامه دهند گان راه مقدسشان باشیم وعجبا که از آنها توقع شفا عت هم داریم .یادشان
گرامی وامید که راهشان پر رهرو باد.