فردا و فرداها

بر فراز قله مغرور

سر می کشد ازنو

شکوه گوهر خورشید

و بیکران هستی را

 اشارت صبح امید و

برکت حضور و حیات

بشارت می بخشد  ....

  دل و دیده و دلبر

در حریم دیرپای

شوکت شب

با خیال جلوه خورشید

از دور

بوسه بر رخ

مهتاب می زنند...

*عنوان پست ودیعه است....