رهایی
ما را از این دیار هوای پریدن است
از طمطراق سلسله گیسو رهیدن است
در خواب ناز محتسب بی خبر زعشق
دزدانه از طریقه پنهان رمیدن است
از ا شتیاق فیض رسیدن به کوی دوست
آسیمه سر بخرمن آتش جهید ن است
راه دراز وپر خطر شهر عشق را
مشتاق وصل دوست سراسر دویدن است
فرمانبری چو نیست که همراهمان شود
تدبیر دل به گوشه خلوت گز یدن است
آهی زسوز سینه سحر دامنم گرفت
راه علاج چاک گریبان دریدن است
حامد چو ناله را ه بجایی نمی برد
تکلیف شادمانی با جان خر یدن است
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ ساعت 2:58 توسط حمید راهدار
|