فصل آبی ها ...
حلاوت نهفته در
شکوه خاطره ها
تلاقی راه دور و روزگار دیر را
به سبکبالی رویائی دل انگیز
در دل و دیده ام
تداعی میکند
و من دل خسته
در ساحل آبی دریا
ترانه ی موج و صخره را
برای فوج مرغان دریایی
زمزمه میکنم
شاید طوفان فرو نشیند
و نهال شادی و مهر
جوانه زند و
دلم سرخوش از طلوع لبخندت
دوباره سبز شود ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:37 توسط حمید راهدار
|