نازنین

با تو زندگی

طعمی دیگر داشت

برای بازگشت همه خوبی ها

بازگرد و

(( بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ))

آری ،

بیا تا زندگی آغاز گردد

زمان شادمانی باز گردد

برای شروعی دوباره

هیچوقت دیر نیست

گلستان می کنی با مقدمت

این قلب ویران را

بهاران میکنی با خنده ات

فصل زمستان را

من با زبان ساده ی خود

این زمزمه را

تکرار میکنم

 هوای باغ نمودم

دلم به دام افتاد ...