گاهی سرخ و

گاهی زردم

تلخ و زهر آلود دردم

با حریفان بداندیش

سکاندار نبردم

وز پی همرهی دوست

دل و دیده به یک سوی فکندم

عهد با یار دل آزار گسستم

به در حلقه میخانه نشستم

کرد یه جرعه

ز صهبای تو مستم

خادم درگه سلطانی ایزد

به تمنای نظربازی یاران

غیر یکتای خداوند تعالی

نشناسم ، نپرستم

بنده یک نظر از

ساقی کوثر

تشنه جام الستم ...