آه ...

آه ...

از داغ جای خالی

اشعار ناتمام

 هر شب

تیر میکشد دل

و اشک می ریزد دیده ام

امشب شعر تازه ام را

در امتداد یادها

 و در گذار بادها

از هر خس و خاشاک

تهی میسازم ...

تا ویرانی کاخ فراموشی  جهان

مجالی نمانده است

بشتاب ...