به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست....
چه دلپذیرند لحظاتی که در نگاه آرزومندم طلوع میکنی و بوی خوش
آشنایی را در طراوت گلهای شاداب و نسیم دلنواز صبح و رقص شاخ
و برگ درختان آکنده میسازی ...
اینک ایستاده بر بلندای قله عشق به احترام حضورت ،بهار را سلامی
دوباره گفته و سپیدار بلند قامت صبح را به شهادت می گیرم که لحظه
لحظه عمرم با امید دیدار و شوق تماشای گُل رویت گذشته است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15:7 توسط حمید راهدار
|