در آستان جانان ...
سرگشتگی و شیدایی هیچوقت رهایم نکرده و همه جا در همه حال با من همراه بوده است.
گو اینکه شخصیت و هویت من بنوعی با شور و شیدایی گره خورده و با ذاتم سرشته است.
در اوان نوجوانی به این خصوصیات و روحیات خاصی که در ضمیرم نهادینه می نمود پی بردم و
توجهم جلب این موضوع شد که انگار علایق و سلایق مشترکی با گروه همسالان و دوستان
ندارم و دلخوشیها و سرگرمی های متفاوتی دارم.نهال عشق در وجودم بارور می شد و من با
شوق و ذوقی غیر قابل وصف آیات عشق و دلدادگی را بعنوان شروعی تازه در جان و کالبدم
گرامی داشته و ره و رسم عاشقی را ترویج نموده و مهربانی و محبت را تحکیم نمایم.
بهر حال تا آنزمان متأثر ازفرهنگ و منش جامعه و محیط و رسم و رسومات قومی و قبیله ای
نگاهم بر گرفته از سنت بوده و دست مایه ی زندگی عامیانه و معمولی را شامل می گردید
و هنوز این سرگشتگی که ازش حرف میزنم در روح و روانم تاثیری نگذاشته و اظهار وجود
نکرده بود لکن شرایط اجتماعی و محیط زندگی و زحمات والدین و دوستان مشفق و دبیران
مهرورز و دلسوز و مجّرب توام با امکانات فوق برنامه دوران تحصیل و سهولت بهره مندی از
مشاورین و مربیان کاربلد و کار آمد در مقاطع مختلف تحصیلی خاصه اواخر راهنمایی و
آغاز متوسطه بنای دگرگونی و گذار از مرحله باری بهر جهت گذاشته شد و با تحمل فشارها
و مسائل و روحی و روانی ناشی از دوره بلوغ و اتخاذ تدبیر و تجارب بزرگترها، کنجکاوانه
برای پرسشهای اساسی ذهنم که چه بودیم و چه هستیم و چرا هستیم و کجا بودیم و
کجائیم و کجا میرویم و چگونه خواهیم رفت...؟چکار باید کرد ...؟ سرنوشت من و دیگر
همنوعان چه ارتباطی بهم دارد...؟ و هزاران سوال ریز و درشتی که مدام ذهنم درگیر و دار
یافتن پاسخشان بود و این ضرورت به سمت و سوی مطالعه و مشاوره و مسجد و مکتب و
مدرسه و دانشگاه سوق یافتم و هم نشینی با ادبا و علمای فرزانه و دانشمندان آگاه و
فاضل نصیبم شد و محضر رفیع این عزیزان را درک کردم که موهبت کمی نبوده و نیست و
بی تردید اگر یاری قادر متعال و دعای خیر اولیاء و مساعی معلمان و همراهی دوستان خوبم
نبود این مهم هرگز امکانپذیر نمی شد.درک ذره ای از معانی و رفع اندکی از ابهامات مهمترین
اتفاق زندگی و والاترین توفیق الهی بوده که به یمن حضرت دوست نصیبم شده و به میمنت و
مبارکی به فال نیکش می گیرم.خب دیگه سخن به درازا کشید و اطاله کلام موجب زحمت
دوستان عزیز و اسباب شرمندگی است لذا تا مجال و مطلبی دیگز همه شما عزیزان پاکدل
مصّفا را به یزدان پاک می سپارم.