ترانه های دشتستانی و آئین ها ...
سالهای نوجوانی یه کتاب جیبی داشتم که روی جلدش نوشته بود ترانه های دشتستانی
اما خب جنوبی ها اون کتاب رو به اسم و عنوان فایز می شناسن.حالا اینکه فایز دشتستانی
بوده یا تنگستانی یا دشتی و .... موضوع عرض بنده نیست.در بندر بوشهر بیشتر فایز خوانی
رو شروه خوانی محسوب و منظور می نمایند که صحیح و غلط و صحت و سقمش در تخصص
من نیست. خلاصه این کتاب جیبی تو اون دوره که در اوج غرور و مست حضور بودیم مونس
و همراه همیشگی ام بود و ته صدایی هم از اباء و اجدادی بهم ارث رسیده بود که هنوزم
گهگاهی که دلم می گیره ناخودآگاه میزنم زیر آواز و اگه تنها باشم و کسی نباشه که شرم
حضور مانعم بشه یه دل سیر هم بیاد دوره خوشی که تا بخود جنبیدیم بسرعت برق و باد
گذشت گریه میکنم. اشعار زیبای اون کتاب همه رو حفظ بودم و کمتر دو بیتی بود که منسوب
به فایز و کوهی و مفتون و .... باشد و نخونده و حفظش نکرده باشم. هنوز که هنوزه بیشتر
اون اشعار رو شکسته بسته بیاد دارم و بعضی هاشون رو که بیشتر خوشم میومده رو بهتر
و روانتر از اون موقع حتی می خونم که برای مثال ۲ تاشون رو بعنوان برگ سبز تحفه درویش
خدمت شما دوستان گل با صفایم تقدیم میدارم باشد که قبول خاطر شریفتان قرار گیرد :
۱ـ سیه چشمی که گندم پاک می کرد
مرا می دید گریبون چاک می کرد
عرق از پشت چشماش برمه برمه
خود* دستمال دلبر پاک میکرد *خود = بوسیله / توسط .
۲ـ ز هجر دوست در فریادم امشب
دل اندر کوره حدادم امشب
به سرو ناز مفتون باد شبگیر
بگو در دیّــــــــــر آبادم امشب
* توضیح اینکه فایز یا همان شروه خوانی لزوماً با تحریرهای بلند و کوتاه ممتد و منقطع :
های دل / وای دل / جانم وای / ای دوست / کو دوست / داد و بیداد و تک مصرع هایی نظیر :
تو هر چند بیوفایی یادت ایدوست یا همیشه بیوفایی رسمتونه یا همین طوری که میسوزم
بسوزی و نظایر آن ادا میشود که اصطلاحا نمک و چاشنی شروه است و افرادی خاص برای ادای
واژه ها و کلمات سوزناکی که با هی و های کشیدن توام است در مجلس حضور دارند که در
گویش محلی ( همّه کش ) خوانده میشوند که در واقع گرمی بخش مجلس و محفل شروه خوانی
هستند ضمن اینکه گاهی خود خواننده نیز در اوج شور و حرارت شروه خواندن بیان می نماید.