دلم دیوانه بود دیوانه تر شد ...
چرا خواندی تو آهنگ جدایی ...؟
به دریای غمت در پیچ و تابم
اسیر موج در فکر ســــــــرابم
خدایا چشم دشمن کور گردد
به کامش باده غم شور گردد
به آئین وصال و تیره بختی
میان مهوشان منفور گردد
((((((()))))))))((((((()))))))))
ـ دلم از دوری خوبان گرفته
ز آب دیده ام طوفان گرفته
نهالی کاشتم با آب دیده
گل گلخانه ام غیری ندیده
دلم را در هوایت باز کردم
گلال لاله ها را ناز کردم
ز شوق دیدن مهتاب رویت
دوباره عاشقی آغاز کردم ....
***
پی نوشت ۱: دوست عزیزی پیشنهاد داده بود که اگر ابیات بشرح فوق نگارش
می شد بهتر بود . لذا از آنجا که اصولا همیشه و همه جا حق با
مشتری و ایضن مخاطب است بخصوص که مخاطبی خاص و هنرمندی
گرانقدر باشد. لذا بر خود فرض دانستم حتی به قیمت دو تکه شدن
سروده حاضر نظر ایشان را تامین و خواسته اش را اجابت نمایم تا اگر
چه ممکن نیست لکن اندکی از حق والای مهربانیش را ادا نمایم ...