خدا گر ز حکمت ببندد دری / ز رحمت گشاید در دیگری ...
محرومیم در عوض تابستونا با گرمای دلپذیر خورشید و دریا و شنا و شادی آب بازی و بلم
رونی و غواصی و ماهیگیری سرخوشیم.بله عزیزان برای آنانکه زندگی را باور دارند زمستان و
تابستان و بهار و پائیز در باطن و ذات وجودی خویش یکسانند و جز در ظاهر و شکل و شمایل
ماهیتاً تفاوت اساسی ندارند و هرکدام فصلی از فصول زیبای و دلپذیر و لذت بخش عالم
هستی اند که بر مبنای حکمت الهی وجود آمده اند. حکمت الهی در حد اعلای تعالی و کمال
درست نقطه عکس و با حکمت سوداگرانه بشری در تضاد کامل است. زیرا :
بشر گر ز حسرت ببندد دری / مسلّم زند قفل محکم تری ....حال آنکه مطابق بیت عنوان
خداوند حکیم در مقام خالق به مخلوقاتش اعم از بشر و حیوان و نبات و جماد لطف بی اندازه
و غیر قابل دارد و در این میان برای (( آدم ابوالبشر )) بعنوان اشرف مخلوقات ارج و قربی افزون
و رحمت و برکاتی بیش از استحقاقش قائل است و افسوس که ما یک از ۱۰۰۰ سپاس نگوئیم.
از دست و زبان که بر آید...؟ / کز عهده شکرش بدر آید...؟ در واقع و حقیقت امر هیچکس را یارای
حمد و سپاس از نعمات بیکران الهی نیست . باید از خداوند خوبی ها بخواهیم توفیق شکرگزاری
و سلامتی و سعادت عنایت فرماید که بالاترین نعمتهاست...بیا در فصل شادی گل برافشانیم....